هم افزایی هدف اصلی کار تیمی

مفهوم مدرن هم افزایی توسط شیمی دانان ارائه شد. آنها دریافتند هربار که اتمها یا مولکول ها را از یک ترکیب پیچیده جدا می کنند ، رفتار قسمتهای جداگانه هرگز نمی‌تواند رفتار همه آنها را وقتی بهم پیوسته بودند توضیح دهد. به عنوان مثال ، رفتارهای شیمیایی هیدروژن جدا شده (H2) و اکسیژن جدا شده (O2) هیچ نوع اطلاعاتی در مورد رفتار شیمیایی آب (H2O) ارائه نمی دهد. شیمیدان این اصول را هم افزایی خوانند ، نوعی انتقال جمعی که امکان تحقیق و نوآوری بی پایان در شیمی را فراهم می آورد.

با همین مفهوم ، در نظریه سازمانی مدرن ، هم افزایی مفهوم بزرگ‌تری نسبت به “همکاری با هم” دارد. هم‌افزایی در حقیقت یک اصل سیستمی است که توضیح می دهد چگونه محاسبه عملکرد جمعی یک تیم صرفاً براساس عملکردها و قابلیت‌های فردی تک تک اعضای آن غیرقابل پیش بینی است. بنابراین ، عملکرد جمعی یک تیم می تواند بهتر و یا بدتر از مجموع عملکردهای فردی اعضای آن باشد. این یک سطح از ریسک را معرفی می کند که مورد توجه بسیاری از نویسندگان قرار گرفته و کلید فهم موفقیت سازمان در مقابل عدم موفقیت سازمان است. به همین دلیل است که باید در مورد هم افزایی مثبت در مقابل هم افزایی منفی و چگونگی پیگیری اولی ضمن اجتناب از دومی صحبت کنیم.

Women Hand writing Synergy concept 1+1=3 with black marker on visual screen. Isolated on white. Business, technology, internet concept. Stock Image

هم افزایی مثبت در مقابل هم افزایی منفی

موقتا به شیمی برگردیم ، می دانیم که اگر گوگرد (S8) را در یک محیط کنترل شده که از قبل حاوی آب است (H2O) اضافه کنیم ، در صورت وجود دما و فشار مناسب می توانیم آب را به اسید سولفوریک (H2SO4) تبدیل کنیم. به عبارت دیگر ، ما می توانیم یک ماده زندگی بخشنده ، همچون آب را به یک ماده نابودگر ، مثل اسید سولفوریک تبدیل کنیم. این استعاره‌ای برای نشان دادن این مطلب است که چگونه می توان هم افزایی مثبت را با اضافه کردن عنصر “اشتباه” به هم افزایی منفی تبدیل کرد. در کار تیمی نیز همین اتفاق می تواند رخ دهد.

در این راستا ، معرفی (اضافه کردن)شخص “اشتباه” به تیم می تواند تأثیرات مخربی بر عملکرد آن داشته باشد. دستیابی و حفظ هم افزایی مثبت کاری بسیار پیچیده است و با استخدام افراد مناسب شروع می شود. البته ، هم افزایی مثبت به رهبری خوب و سایر فرآیندهای مدیریتی مداوم افراد نیز بستگی دارد. با این وجود ، هرکسی که تا به حال مسئولیت های رهبری تیم واقعی را به عهده داشته است ، می داند که استخدام شخص اشتباه، بسیار بدتر از استخدام نکردن شخص مناسب نیست. به بیان دقیق تر ، تبدیل یک قطعه کربن به یک الماس بسیار دشوارتر از آن است که در معدن به دنبال استخراج الماس باشیم( در واقع شما همیشه این فرصت را دارید که شخص مناسب را استخدام کنید ممکن است با تاخیر در استخدام افراد مناسب دچار مشکلات اندکی گردید، ولی استخدام شخص نادرست می‌تواند زیان‌های بیشتری به شما وارد کند). حال سوال اینجاست که سازمانها برای دستیابی به هم افزایی مثبت باید چه کاری انجام دهند؟

شیمی کار تیمی

من دریافته ام که دقیقاً همانطور که تعداد پروتون ها ، نوترون ها و الکترون ها پتانسیل ایجاد هم‌افزایی شیمیایی را مشخص می کند ، ترکیب علایق مشترک ، ارزش های مشترک و استعدادهای مکمل ، پتانسیل ایجاد همکاری در تیم را مشخص می کند. بگذارید هر یک از این عوامل را بیشتر بررسی کنیم.

علایق مشترک
وقتی افراد منافع مشترکی با هم دارند ، تلاشهای فردی خود را به سمت همان هدف تراز می کنند. به بیان بهتر ، یک وابستگی و علاقه شخصی در افراد بوجود می‌آید که آن‌ها را ترغیب می کند با دیگران همکاری کنند ، به دنبال فرصت هایی برای رشد استعدادهای یکدیگر باشند و نتایج تلاشهای جمعی خود را در راستای رسیدن به هدف مشترکشان اندازه‌گیری کنند.

ارزش های مشترک

وقتی مردم ارزشهای مشترکی با یکدیگر دارند ، می توانند اتحادهای طولانی و پایدار ایجاد کنند. به طور خاص ، من دریافته ام که افرادی که در ارزش‌هایی مثل فروتنی ، صداقت ، اعتماد و نظم با یکدیگر اشتراک نظر دارند ، به بالاترین هم افزایی دست می یابند.

  • فروتنی ظرفیت قبول واقعیت وجودی شخص است. این امر به هر عضو تیم اجازه می دهد تا تصویری واضح از خود داشته باشد و تمام نیازمندی‌ها مرتبط با رشد شخصی و پیشرفت حرفه ای را در زمان مناسب و بهنگام، برطرف کند.
  • صداقت ظرفیت اشتراک حقیقت وجودی شخص با دیگران است. این مسئله به اعضای تیم اجازه می دهد تا با یکدیگر بیشتر و بهتر آشنا شوند، اعتماد و اطمینان متقابل را گسترش دهند ، به یکدیگر کمک کنند و نوآوری و خلاقیتی که باعث پیشرفت به جلو می‌شود را ایجاد کنند.
  • اعتماد متقابل توانایی تمرکز روی وظیفه خود در حالی که به دیگران اجازه می‌دهیم بر روی وظایف خود تمرکز کنند ، بنابراین عملکرد را بهینه می کند. به همین ترتیب ، اعتماد همچنین به اعضای تیم امکان می دهد تا عملکرد یکدیگر را ارزیابی نمایند و مطمئن شوند که همه وظایف با هدف مشترک هماهنگ هستند. به همین ترتیب ، اعتماد به طور طبیعی منجر به وفاداری و همبستگی می شود.
  • نظم و انضباط توانایی ادامه کار در جهت رسیدن به هدف بدون در نظر گرفتن شرایط است. نظم و انضباط نیازمند تعهد ، شجاعت ، انعطاف پذیریری و تحرک است.

توانی کمک و تکمیل یکدیگر

وقتی افراد یکدیگر را پوشش می‌دهند( می‌توانند مکمل عملکرد یکدیگر باشند) ، قادر خواهند بود بر سختی ها غلبه کنند ، متمرکز بمانند و به موفقیت بیشتری برسند. به نظر من ، نمونه کارها و استعدادهای ایده آل هر تیم به طرز ماهرانه ای در مدل معروف PAEI دکتر Ichak Adizes خلاصه می شود. PAEI مخفف تولید کننده(مولد) ، مدیر ، نوآفرین(کارگشا) و یکپارچه ساز(گرداورنده) است. هیچ کس هر چهار استعداد را همزمان ندارد. حتی مردان یا زنان به اصطلاح رنسانس ، که به داشتن چند استعداد مشهور هستند ، به سختی قادر خواهند بود که تمام استعدادها را با موفقیت در یک قالب یک تیم به کار گیرند. همه به کمک نیاز دارند و کار تیمی مبتنی بر کمک اعضای تیم به یکدیگر است. در زیر ، هر استعداد با جزئیات آورده شده:

  • تولیدکنندگان روی نتیجه نهایی متمرکز شده و اطمینان حاصل می کنند که محصول نهایی یا خدمات تمام انتظارات مشتری یا ارباب رجوع را برآورده می کند. در نهایت تولیدکنندگان مسئولیت کیفیت و چگونگی حضور در( مواجهه با) بازار را بر عهده دارند ، بنابراین اطمینان خواهند یافت که سایر اعضای تیم اهمیت آن را درک کنند.
  • مدیران متمرکز بر چگونگی انجام وظایف هستند و اطمینان حاصل می کنند که سایر اعضای تیم مطابق با خط مشی فعلی ، رویه ها ، دستورات و دستورالعمل ها عمل می‌کنند. آنها در نهایت مسئول پایداری ، اثربخشی و کارایی کلی سیستم سازمان هستند.
  • نوآفرینان(مبتکران) روی پیش بینی و ایجاد آینده تمرکز می کنند. آنها الهام می‌گیرند و الهام بخش هستند. آنها غالباً در مورد محصولات ، خدمات و روشهای انجام کارهای روزمره ایده های جدیدی ارائه می دهند. آنها اساساً پشت هر نوآوری اساسی هستند و در نهایت وظیفه کمک به سازمانها برای حفظ ثبات فعلی ، حرکت روبه جلو و معرفی نوآوریهای بزرگ در بازار را به عهده دارند.
  • یکپارچه ساز‌ها بر همگرایی و یکپارچه سازی افراد و کمک به ایجاد پل‌های شخصی و وظیفه‌ای در بین اعضای تیم متمرکز شده اند. آنها در نهایت مسئول ایجاد فرهنگ سازمانی بر اساس دیدگاه و ارزشهای مشترک اعضای تیم هستند.

همچنین بخوانید: هفت ویژگی سازمان یادگیرنده

هنگامی که همه عوامل فوق الذکر همگام باشند ، همکاری تیم به احتمال زیاد مثبت خواهد بود. در غیر اینصورت ، هنگامی که آنها باهم همگام نیستند ، همکاری تیم به احتمال زیاد منفی خواهد بود. در نتیجه ، برای دستیابی به هم افزایی مثبت ، رهبران سازمان باید اطمینان حاصل کنند که دیدگاه ، ارزش ها و سبد استعدادهای سازمانی با یکدیگر و با نیازهای بازار مطابقت دارند. علاوه بر این ، رهبران سازمان باید اطمینان حاصل کنند که شیوه های استخدام و رهبری آنها از چنین همگرایی و همبستگی‌ای پشتیبانی می کند

منبع سایت forbesf

با عرض پوزش بابت اشکالات جزیی احتمالی موجود در ترجمه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *